صبح دوشنبه است و تیتر یک سایت خبری انگلیسی این است: «Tech shares tumble as bears take control ahead of earnings season». ترجمهٔ کلمه به کلمه اش می شود «سهام فناوری غلتید چون خرس ها کنترل را گرفتند، پیش از فصل درآمدها». خرس؟ کدام خرس؟ کدام درآمد؟
پشت این یک جمله چند واژهٔ تخصصی هست که در خبر مالی هر روز تکرار می شود. اصطلاحات انگلیسی بورس را می شود مثل یک زبان کوچک با قاعده های خودش یاد گرفت. در ادامه ۲۵ مورد از پرتکرارترین ها را در چهار گروه می بینید؛ هر کدام با معنی دقیق و یک تیتر نمونه که برای تمرین زبان ساخته شده و خبر واقعی یا توصیهٔ سرمایه گذاری نیست.
حال وهوای بازار در شش واژه

بازار سهام در خبرها شخصیت دارد؛ خوش بین است یا بدبین، آرام است یا عصبی. گاو شاخش را بالا می برد و خرس پنجه اش را پایین می آورد، و استعاره از همین جا آمده است. گروه اول همین حال وهوا را توصیف می کند.
| اصطلاح | معنی دقیق | تیتر نمونه |
|---|---|---|
| bull market | بازاری که قیمت ها مدتی طولانی و گسترده بالا می روند | Stocks extend a bull market for a third straight year. |
| bear market | بازاری که قیمت ها پیوسته پایین می آیند؛ معمولاً افت ۲۰ درصد یا بیشتر در یک شاخص گسترده | Wall Street slips into a bear market as selling deepens. |
| correction | افت نسبتاً کوتاه، حدود ۱۰ درصد، از اوج اخیر | The index fell into correction territory on Monday. |
| rally | صعود پرشتاب قیمت ها که معمولاً کوتاه مدت است | Energy shares rally after oil prices climb. |
| sell-off | فروش گستردهٔ سهام که قیمت ها را پایین می کشد | A broad sell-off hit chip makers. |
| volatility | شدت و سرعت نوسان قیمت | Volatility jumps as traders await the central bank. |
صفت های bullish و bearish هم از همین دو واژه ساخته می شوند. وقتی تحلیلگری bullish است، یعنی انتظار صعود دارد؛ وقتی bearish است، افت را محتمل می داند. «bulls» و «bears» هم خود معامله گران اند، با دو نگاه مخالف: گروه اول خرید می کند، گروه دوم یا کنار می کشد یا می فروشد.
عدد ۲۰ درصد برای بازار خرسی قاعدهٔ ریاضی نیست، قرارداد است. واژه نامهٔ FINRA دربارهٔ بازارهای پرتنش هم همین را می گوید: افت ۲۰ درصدی یا بیشتر در یک شاخص گسترده معمولاً مرز بازار خرسی حساب می شود و bull market نقطهٔ مقابلش، یعنی رشد بزرگ قیمت هاست.
سهم، سود و شرکتی که منتشرش می کند
در خبر می بینید گاهی stock آمده و گاهی share. اولی عام تر است و به مالکیت شرکت ها اشاره می کند؛ دومی یک واحد مشخص آن مالکیت است. در تیتر معمولاً جای هم می نشینند و نگرانی ای ندارد.
| اصطلاح | معنی دقیق | تیتر نمونه |
|---|---|---|
| stock / share | سهم؛ stock کلی تر است و share یک واحد مشخص مالکیت | Shares of the carmaker rose 4% after the announcement. |
| dividend | بخشی از سود شرکت که میان سهامداران پخش می شود | The company raised its quarterly dividend. |
| IPO | اولین فروش سهام یک شرکت به عموم | The startup priced its IPO above the expected range. |
| market capitalization | ارزش بازار شرکت؛ قیمت هر سهم ضرب در تعداد کل سهام منتشرشده | Its market capitalization passed $500 billion. |
| blue chip | شرکت بزرگ، قدیمی و شناخته شده با سابقهٔ پایدار | Blue-chip stocks held steady while small caps slid. |
| ticker symbol | کد کوتاه حرفی که یک سهم را در بورس مشخص می کند | Check the ticker symbol before placing an order. |
ریشهٔ blue chip هم جالب است. در بازی پوکر، مهره های آبی ارزش بالاتری از سفید و قرمز دارند و خبرنگاران همین تصویر را برای شرکت های سنگین وزن بازار به کار برده اند. پس وقتی تیتری می گوید «blue chips led the gains»، یعنی شرکت های بزرگ و جاافتاده بیشترین رشد را داشتند.
اگر می خواهید بدانید IPO دقیقاً کجای مسیر قرار دارد، ماژول تعاملی Federal Reserve Education تفاوت سهام و اوراق قرضه و فرق بازار اولیه و ثانویه را در قالب تمرین توضیح می دهد. بازار اولیه جایی است که شرکت برای اولین بار سهام می فروشد؛ بعد از آن خرید و فروش میان سرمایه گذاران در بازار ثانویه ادامه پیدا می کند.
اعدادی که پشت تیتر پنهان اند
نیمی از تیترهای مالی دربارهٔ یک گزارش اند: شرکت چه گفت، تحلیل گران چه انتظاری داشتند و عدد واقعی بالاتر بود یا پایین تر. پنج واژهٔ این بخش همان گزارش را باز می کنند.
در این تیترها دو فعل بیشتر از بقیه می آید: beat و miss. «The company beat expectations» یعنی عدد واقعی از پیش بینی تحلیلگران بهتر درآمد، و «missed estimates» نقطهٔ مقابل آن است. توجه کنید که فعل دربارهٔ مقایسهٔ عدد با انتظار است، نه خوب یا بد بودن مطلق شرکت.
| اصطلاح | معنی دقیق | تیتر نمونه |
|---|---|---|
| earnings report | گزارش مالی دوره ای شرکت، معمولاً فصلی | The firm will release its earnings report on Thursday. |
| EPS (earnings per share) | سود هر سهم؛ سود خالص تقسیم بر تعداد سهام | EPS came in at $1.20, above analyst forecasts. |
| P/E ratio | نسبت قیمت به سود؛ قیمت سهم تقسیم بر سود هر سهم در ۱۲ ماه اخیر | The stock trades at a P/E ratio of 18. |
| dividend yield | بازدهی سود نقدی؛ سود نقدی سالانهٔ هر سهم تقسیم بر قیمت آن | A high dividend yield can reflect a falling share price. |
| guidance | پیش بینی خود شرکت از نتایج دوره های بعد | The company cut its full-year guidance. |
نسبت P/E را در تعریف رسمی Investor.gov می توانید ببینید: ابزاری برای سنجیدن اینکه قیمت یک سهم نسبت به گذشتهٔ خودش یا نسبت به شرکت های دیگر بالا است یا پایین. همین جا یادتان باشد که یک عدد به تنهایی حکم نمی دهد و خبرنگار هم معمولاً آن را کنار عددهای دیگر می آورد.
اگر دامنهٔ واژه هایتان از سهام کلاسیک فراتر می رود، فهرستی با عنوان اصطلاحات انگلیسی بورس و ارز دیجیتال هم هست که بازار سهام و رمزارز را کنار هم آورده است و برای خواندن خبرهای هر دو حوزه به کار می آید.
خرید، فروش و ابزارها
گروه آخر دربارهٔ خود معامله و ظرف هایی است که پول در آن ها جمع می شود. اینجا چند واژه مثل short selling اول ترسناک به نظر می آیند، ولی معنی شان ساده است.
| اصطلاح | معنی دقیق | تیتر نمونه |
|---|---|---|
| short selling | فروش سهمی که قرض گرفته اید به امید اینکه بعداً ارزان تر پس بخرید؛ اگر قیمت بالا برود زیان می تواند بسیار بزرگ شود | Short sellers were caught off guard by the rally. |
| liquidity | سهولت خرید و فروش یک دارایی بدون تکان دادن قیمت | Thin liquidity made the stock swing wildly. |
| bid-ask spread | فاصلهٔ بالاترین قیمت خریدار و پایین ترین قیمت فروشنده | A wide bid-ask spread raises trading costs. |
| portfolio | مجموعهٔ دارایی هایی که یک سرمایه گذار در اختیار دارد | He added bonds to his portfolio last year. |
| index | عددی که حرکت گروهی از سهم ها را خلاصه می کند | The index closed at a record high. |
| ETF | صندوقی که مثل یک سهم در بورس معامله می شود و معمولاً یک شاخص را دنبال می کند | The ETF tracks the 500 largest US companies. |
| mutual fund | صندوق مشترک؛ پول چند سرمایه گذار جمع و با هم مدیریت می شود | Most mutual funds are priced once a day. |
| broker | کارگزار؛ فرد یا شرکتی که سفارش خرید و فروش را اجرا می کند | Her broker executed the order within seconds. |
تفاوت ETF و mutual fund را اغلب در همین واژه ها می شود دید: اولی در طول روز مثل سهم دست به دست می شود و قیمتش لحظه ای عوض می شود، دومی معمولاً یک بار در روز قیمت گذاری می شود. اگر این دو را از هم جدا بخوانید، ده ها تیتر دیگر هم برایتان روشن تر می شود و اصطلاحات انگلیسی بورس دیگر مثل رمز به نظر نمی آید.
خواندن یک تیتر در ۳ قدم

حالا برگردیم به تیتر صبح دوشنبه. سه قدم کافی است:
- اول فعل و حال وهوا را پیدا کنید. «tumble» یعنی افت شدید و ناگهانی، پس لحن خبر منفی است.
- بعد استعاره ها را از مدل بازار جدا کنید. «bears take control» یعنی فروشنده ها دست بالا را دارند، نه اینکه واقعاً حیوانی وارد شده باشد.
- آخر سراغ زمان و رویداد بروید. «ahead of earnings season» می گوید خبر دربارهٔ انتظار گزارش های مالی است، نه خود گزارش.
ترجمهٔ روان تیتر این می شود: «سهام فناوری افت شدید کرد، چون فروشنده ها پیش از فصل گزارش های مالی دست بالا را گرفتند.» این همهٔ کاری است که زبان بازار از شما می خواهد؛ تصمیم خرید و فروش مسئلهٔ دیگری است و به شناخت و ریسک خودتان برمی گردد.